زخم خنجر نوشت ^_^
-
تاریخ: 1396/1/17 ساعت: 13:56
سلام سلام سلاااااام دوستان خوب و خوش و سلامت باشید ان شاالله:) به به... چه بهاری :) چه فصل گشنگی :) چه میدونا و بلوارای گل کاری شده ای :) چه خدای خوب زیبایی آفرینی... خوب دیگه جانم براتون تعریف کنه که سه شنبه بالاخره با دو تا دوست جدید که باهام کلاس زبون میومدن ولی من نمیدونستم همسایمونن قرار استخر
پایان 1395 نوشت :)
-
تاریخ: 1396/1/2 ساعت: 20:28
ادامه مطلب
آغاز 1396 نوشت :)
-
تاریخ: 1396/1/2 ساعت: 20:28
ادامه مطلب
استرس نوشت!
-
تاریخ: 1395/12/29 ساعت: 2:03
سلام ! یک طلسمی به آخرین پستی که چندین روزه میخوام به عنوان پست آخرم بنویسم افتاده و همش عقب میفته... از اونجا که پست آخرم رو نمیخوام روزمره نویسی داشته باشه ولی تعریف کردنی دارم برای این پست باز موکولش میکنم به بعد.. ساعت دوازده و نیمه و من خیلی خسته ام. دلم میخواد تند تند بنویسم و برم بیهوش بشم.کل
دسته جمعی نوشت...
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 4:51
ادامه مطلب
بولدوزر نوشت...
-
تاریخ: 1395/12/25 ساعت: 4:51
سلام سلام یعنی کی مثل من با خوابش نوبرشو آورده که سه نصفه شب بیدار باشه.تازه مخش اونقدری هنوز قابل استفاده باشه که کلمات رو پردازش کنه و بشینه روزانه نویسی کنه؟ خوب از پسرم بگم یه خورده که با انرژی زیاد شروع کنیم؟ خوب من دورِش بگردم.امروز اولین روز از هفته ی سی و دومشه.درست الان یه ساعتی میشه که باز
بدو بدو نوشت...
-
تاریخ: 1395/12/19 ساعت: 0:23
عزیزای دلم سلام :) این روزا رو روزهای *بدو بدو* نام گذاری میکنم :) امیدوارم حالا حاصل این دویدن های آخر سالی شروع سال جدید با آسودگی خاطر و بار سبک باشه... بالاخره اون لیست کذایی خونه تکونی رو نوشتم اما به این نتیجه رسیدم که چی؟ خوب من که همه چیزم باید از ریشه تمیز شه مگه میشه مثلا این کابینتم تموم ...
کچل نوشت...
-
تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 5:03
سلام . یعنی یه عده کچل دور هم جمع شدید میاید پست میخونید هیچ نمیپرسید ربط عنوان و پست چیه؟؟ تو پست قبلی میخواستم یه چیزی بگم که عنوان رو گذاشتم چله تابستون اما یادم رفت ^_^ آقا برامون یه چیزی تو مایه های ده هزار تومن پول گاز اومده... و کلا تو این زمستون خونه ی ما چندان رنگ شوفاژ به خودش ندید... بعد ...
به زودی نوشت :)
-
تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 5:03
متعاقب کامنتهای با محبتتون که از دلتنگی کم کم رنگ نگرانی گرفتن, اومدم اطلاع بدم که به زودی در این مکان یه عدد پست نصب میشود :) قربون دلای مهربونتون بشم.
دنیای این روزای من نوشت...
-
تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 5:03
دوستانم یه پست طولانی ادامه ی مطلبه.اگه وقت و حوصله ندارید نخونید :) ماری جانم من برگشتم. شمال همراه اولم قطع بود الان درست شده.وبلاگتو که پاک کردی.اگه اینجا رو میخونی شمارتو خصوصی برای من بذار.یا هرکی باهاش ارتباط داره بهش بگه بیاد شماره بده باهاش تماس بگیرم. ادامه مطلب
آخرای زمستون نوشت...
-
تاریخ: 1395/12/16 ساعت: 5:03
از بلاگر کبیر به مخاطب های عزیزش! مخاطب های عزیزم سلام به به به به! چه خیابونای شلوغی... چه بوی عیدی... چه آخر زمستونی.. چه ماه جیگری.. چه سری چه دمی عجب پایی.. میبینم که دیگه چشم به هم بزنید میبینید اسم وبلاگم با پست پایان 1395 نوشت تو وبلاگهاتون ستاره خورده... چه حال خوبیه این ماه اصلا... سه شنبه ...
دیجی نوشت :)
-
تاریخ: 1395/11/20 ساعت: 11:03
ادامه مطلب
سه شنبه ی موعود نوشت :)
-
تاریخ: 1395/11/20 ساعت: 11:03
ادامه مطلب
Top student نوشت :)
-
تاریخ: 1395/11/20 ساعت: 11:03
ادامه مطلب
125 نوشت :(
-
تاریخ: 1395/11/20 ساعت: 11:03
ادامه مطلب
زمستون طفلونکی نوشت...
-
تاریخ: 1395/11/20 ساعت: 11:03
ادامه مطلب
زود تند سریع نوشت
-
تاریخ: 1395/11/20 ساعت: 11:03
ادامه مطلب
گزارش نوشت :)
-
تاریخ: 1395/11/20 ساعت: 11:03
سلام :) پنجشنبه شب عجیبی بود... از اونجا که همسر دیگه جمعه اش صبح زودی نبود ساعت خواب رو سخت نگرفتیم.فیلم نگاه کردیم و خوراکی خوردیم و دیگه وقتی همسر رخت خواب ها رو آورد فقط یه نور اندک گذاشتیم که بتونیم به شکم من زل بزنیم. پسرم مثل ماهی شده بود.از این سمت به اون سمت وول میخورد و یه چیز جدید جالبی ک...
کمک نوشت
-
تاریخ: 1395/11/20 ساعت: 11:03
دوستای گلم سلام. لطفا اگه کسی آدرس ماری رو داره برام کامنت کنه :)
هفت نوشت :)
-
تاریخ: 1395/11/20 ساعت: 11:03
سلام دوست جان های خودم خوب و خوش و به قول مامانم شنگول و منگول و حبه ی انگور باشید ان شاالله خوب جانم براتون بگه که تو خیلی از باورها 7 عدد مقدس و خوش یمنی میباشه.امروز هم من دیگه ششمین ماه رو تموم کردم و قدم به ماه هفتم بارداریم میذارم,در حالی که گذرِ تند تندِ روزها عجیـــــــــب برام باور نکردنیه ...